Saturday, April 06, 2002

● "مرا Ú©ÙŠÙ�يت چشم تو کاÙ�يست
رياضت کش به بادامی بسازد"
ديشب نمی دونم چرا بدجوری با اين يه بيت حال می کردم! ياد اونوقتا ا�تادم که جوونتر بودم و عاشق بودم و مجنون بودم. گاهی وقتا يک ماه دو ماه پشت سر هم يه شعر رو می خوندم، انقدر که بدون اينکه قصد ح�ظ کردن داشته باشم، می �هميدم ح�ظ شدم. کاشکی يکی پيدا می شد اين دل ما رو دوباره می برد!


........................................................................................

Monday, April 01, 2002

● اين Ad های بامزه را نگاه کنيد! (;


........................................................................................

[Powered by Blogger]
&Thanks to HODER!

کنتور