|
Saturday, January 05, 2002
●
"The endless cycle of idea and action,
Endless invention, endless experiment, Brings knowledge of motion, but not of stillness; Knowledge of speech, but not of silence; Knowledge of words, and ignorance of the Word. All our knowledge brings us nearer to death, But nearness to death no nearer to God. Where is the Life we have lost in living? Where is the wisdom we have lost in knowledge? Where is the knowledge we have lost in information?" T. S. Eliot در ساعت 2:16 PM مرقوم نموديم.
● شما بگين! وقتي آدم هي زرت Ùˆ زرت Ø§Ù…ØªØØ§Ù†Ù‡Ø§Ø´ رو پشت سر هم خراب مي کنه Ùˆ مشقاش رو تØÙˆÙŠÙ„ نمي ده، ØØ³ Ùˆ ØØ§Ù„ چيز نوشتن داره؟! امان از اين آخر ترم! :(
........................................................................................Ù�علا نقل قول مي کنيم تا ببينيم Ú©ÙŠ ØØ§Ù„مون سر جا مي آد Ùˆ دلمون وا مي شه؟! البته درس Ùˆ مشق هم بهانه س! متاع تÙ�رقه در کار ما همين دل بود، خداش خير دهد آن Ú©Ù‡ اين ربود از ما! اي خدا! يه دلبري بÙ�رست، اين دل رو ببره! خسته، ... در ساعت 2:13 PM مرقوم نموديم. Thursday, January 03, 2002
● "وقتي جهان از ريشه ÙŠ جهنم،
........................................................................................آدم از ريشه ÙŠ عدم، Ùˆ سعي از ريشه ÛŒ يأس مي آيد، وقتي Ú©Ù‡ ÙŠÚ© تÙ�اوت ساده در ØØ±Ù�ØŒ Ú©Ù�تار را به Ú©Ù�تر تبديل مي کند، بايد به بي تÙ�اوتي واژه ها، Ùˆ واژه هاي بي تÙ�اوتي مثل نان دل بست، نان را از هر طرÙ� Ú©Ù‡ بخواني نان است!" قيصر امين پور (Ø§ØØªÙ…الا با اندکي ØªØØ±ÙŠÙ�!) در ساعت 1:09 PM مرقوم نموديم. Monday, December 31, 2001
● قومى از اهل دنيا هستند، در ØØ§Ù„ÙŠÚ©Ù‡ از اهل دنيا نيستند . پس در آن هستند، مانند کسي Ú©Ù‡ در آن نيست!
........................................................................................كارهاشان از روىبصيرت است Ùˆ از آنچه مىâ€�ترسند مي گريزند Ùˆ بر هم پيشى مي گيرند. بدن هايشان در ميان اهل آخرت در گردش است، مردم دنيا را مي بينند Ú©Ù‡ به مرگ جسدهايشان اهميت مي دهند Ùˆ ايشان مرگ دلهاي زنده شان را بزرگتر مي انگارند. نهج البلاغه در ساعت 2:20 PM مرقوم نموديم. Sunday, December 30, 2001
● "هم در آن وقت Ú©Ù‡ شيخ به نيشابور بود، روزي به گورستان ØÙŠØ±Ù‡ مي رÙ�ت. چون به سر خاک مشايخ رسيد، جمعي را ديد آنجا Ú©Ù‡ خمر مي خوردند Ùˆ چيزي مي زدند.
........................................................................................صوÙ�يان در اضطراب آمدند، خواستند Ú©Ù‡ ايشان را Ø§ØØªØ³Ø§Ø¨ کنند Ùˆ برنجانند. شيخ مانع شد. چون نزديک ايشان رسيد، Ú¯Ù�ت: خداوند چنانکه در اين جهان خوشدل مي باشيد، در آن جهان نيز خوشدلتان داراد. جماعت برخاستند Ùˆ جمله در پاي شيخ اÙ�تادند Ùˆ خمرها را بريختند Ùˆ توبه کردند Ùˆ از ÙŠÚ© نظر شيخ از نيک مردان شدند." اسرار التوØÙŠØ¯ Ù�ÙŠ مقامات الشيخ ابي سعيد در ساعت 1:14 PM مرقوم نموديم.
|
|
|